حكيم ابوالقاسم فردوسى

29

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

دستور و فزاينده و اختر و افسر او بودند ، همگى با يكديگر پيمان ببستند كه هرگز از آن سرزمين با او سخنى نگويند . و بدين سان همهء آنها از بيم آن شاهنشاه ، پيچان و بىجان شدند . چون دستور از آمدن فرستادگان و يا كسانى كه به زينهار خواهى آمده بودند ، آگهى مىيافت ، زود به كارها مىشتافت و فرستاده را با شرم و گفتار گرم و آواى نرم راه مىداد و به دو مىگفت كه شما را به نزد شاه هيچ راه ديدار نيست . ليك من هر آنچه كه شما مىخواستيد ، به دو نمودم .